تبليغاتX
انتظار

انتظار

هر کجا هستی باش آسمانت آبی و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی

term 1 dare tamum mishe

dr shodam

sistan baloochestanam

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 19:11  توسط من و تو  | 

کنکورم که دادیم

۳۰ ام هم واس آزاد رو میدیم تموم میشه

ورود خودم رو از الان به جامعه ی پزشکان تبریک میگم(چه مغرورانه)

راستی امروز ۱۸ تیره

روح همه ی شهدای ۱۸ تیر شاد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 10:47  توسط من و تو  | 

۲۰ مهر ۸۷

۲۰ مهر ۸۸

و حالا

۲۰ مهر ۸۹.....................................

تمیخوام بگم که چه زود گذشت

اصلا هم زود نگذشت!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 14:46  توسط من و تو  | 

امتحانا تمووووووووووووووووووووووووووووووم شدن

خسته نباشم وااااااااااااااااااااااااااااااااااای خیلی سخت بود

امروز نمره ها اومد من جوابیه همه درس ها رو رو سایت دیده بودم بعضی ا نیم تا یه نمره بالا پایین داره اما فیزیک رو من ۵/۱۹ می شدم بهم دادن ۵/۱۶ همه راه حل ها مم همون بود فقط یه آزمايش رو غلط نوشتم نيم نمره اي يعني چي

من نمرمو ميخواااااااااااااااااااااااااام.

از ۶ام ميرم مدرسه.ديگه داريم واسه پزشكي آماده ميشيم.

دعا كنين خانوم دكتر بشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 19:9  توسط من و تو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 12:25  توسط من و تو  | 

پای من جوونیتو هدر نکن دلبر من

باخت من کافیه تو دیگه به پای من نباز

توی قلب مهربونت واسه من خونه نساز

من بازنده رو خوب ببین برو تنهام بذار

من یه پاییزوم و ولی تو چی گل بهار

دل به کی بستی عزیزم به من بی کس و کار

قدر دنیا رو بدون لحظه هاشو حروم نکن

برو و دو روز دنیا رو با من تموم نکن

منو باز با اشکای قشنگت روبرو نکن

آخه من خودم ته باغ رو دیدم سیاهیه

آخر این همه عشق و عاشقی تباهیه

انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه

انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 17:36  توسط من و تو  | 

نمیدونن نمیدونن نمیدونن تو بهونه ی منی

چی شد اون همه دوست داشتنمون؟؟؟!!!ً

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 9:57  توسط من و تو  | 

سلام دوستان

آدرس وب جدیدم 

گیلان سبز

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 12:23  توسط من و تو  | 

آزادیت مبارک

انا لله و انا علیه راجعون

جایت در بهشت برین در سایه درختان سبز و محشور با شهدا باد.


عزا عزاست امروز

روز عزاست امروز

ملت سبز ایران

صاحب عزاست امروز

دو روز است که پدر معنویمان را از دست داده ایم و چه خوب زندگی کردی پدر

هزاران نفر برای تشییع جنازه ات عازم قم شدند و ما هم سیاه پوشیم

پدر!چه قدر پاک بودی که اینگونه راحت و آسوده جان به جان آفرین تسلیم کزدی؟

پدر! نامت نام مولایت و رفتنت در ماه مولای شهید

پدر هر چه از تو بگویم کم گفته ام ولی مطمئن باش تو برای ما همیشه زنده ای و راهت ادامه دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 17:27  توسط من و تو  | 

امروزم یه روز دیگست یه روز دیگه از روز های خدا

یه روزی که هیچ وقت دیگه تکرار نمیشه

پس باید از لحظه لحظه هامون استفاده کنیم

و غم دیروز رو خوردن هیچ وقت فایده نداره

حتی اگه عزیزترینت مرد

ولی باز

تا شقایق هست زندگی باید کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 10:8  توسط من و تو  | 

امروزم یه روز دیگست یه روز دیگه از روز های خدا

یه روزی که هیچ وقت دیگه تکرار نمیشه

پس باید از لحظه لحظه هامون استفاده کنیم

و غم دیروز رو خوردن هیچ وقت فایده نداره

حتی اگه عزیزترینت مرد

ولی باز

تا شقایق هست زندگی باید کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 10:7  توسط من و تو  | 

۱۱ سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۷ آذر تو همین ساعت ها ...........

ناخدای کشتی زندگیمان به سمت گرداب فت و ساعتی نگذشت که برای همیشه محو شد

پدرم روحت شاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 19:17  توسط من و تو  | 

سلام به اونی که میگه هر روز میاد و اعتقادش اینه که فراموشش کردم

امروز 14/9/88 . دو روز پیش تولدم بود بیست تا اس ام اس تبریک داشتم اما جای مال تو خیلی خالی بود

آپ نکردم گفتو شاید آپ کنی

دریغ از یه آف یه کامنت

مرسی عزیزم

چه کادوی تولد خوبی بهم دادی


 

 قیادت باشه که هیچکس رو امیدوار نکنی بعد یکدفعه رهاش کنی چون خرد میشه میشکنه و آهسته

میمیره . یادت باشه که قلبت رو همیشه لطیف نگه داری تا کسی که به تو تکیه کرده سرش درد نگیره .

 یادت باشه قولی رو که به کسی میدی عمل کنی . یادت باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز

 چشم به راه نذاری چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادت باشه اگه کسی دوستت داشت بهش

 نگی برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیری. یادت باشه .............. 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 10:57  توسط من و تو  | 


روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديد

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 16:12  توسط من و تو  | 

سلللللللللللللللللللللام

فوق العاده خوشحالم

امروز کنکور آزمایشی داشتیم همه داشتن اعتراض میکردن که چه قد سخت بود ولی من عااااااااااالی دادم

از نتیجه زبان  عربی و فیزیک و ریاضی خبر ندارم اما عربی و فیزیک رو مطمئنم  خوب زدم(بالا ۷۰)

یه چند تا از درسام رو که درصد گرفتم اینان:

ادبیات و زبان فارسی ۷۸ (کم زدم)

دین و زندگی ۹۲

زیست ۹۲

شیمی ۸۷ 

زمین ۸۳ (نخونده بودم چون واسه پزشکی نیازی نیست)

خییییییییییییییییییییلی خوشحااااااااااااااااااااااااااالم.

پ.ن من پیش نیستم سومم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 12:32  توسط من و تو  | 

اومدی؟

کاش ۲۰ مهر جوابمو میدادی

ولی من چی؟

به خدا دیگه خیلی بی انصافی

راستی منم هر روز همراه اولت رو میگیرم ولی خاموشه

اون یکیم که............................

 راستی این دفعه اومدی جواب این سوالمم بده

اس ام اس هام بهت میرسن؟یا اونم یه کاری کردی نرسند

نیست متنفری ازم

خواستم بگم اگه نمیرسن حد اقل هفته ای یکی دو تا دادم

فراموشی چه واژه ی غریبی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 12:0  توسط من و تو  | 

خدایا

یعنی یه روزی میرسه که از زندگی راحت شم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 20:30  توسط من و تو  | 

۱ سال پیش تو چنین روزی یعنی ۲۰ مهر یعنی روز تولد باباش تو حدودای چنین ساعاتی با هم آشنا شدیم

حالا چی موند برام؟

یه قلب که زیر دست و پاش له شد

دو تا چشم منتظر و همیشه بارونی

یاد و خاطره هاش با من که هیچ وقت رهام نمیکنن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 14:34  توسط من و تو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 16:42  توسط من و تو  | 

توی زندگیت بارون نباش که فکر کنن با منت خودت رو به شیشه میکوبی ابر باش تا

نمتظرت باشن که

بباری

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 21:5  توسط من و تو  | 

فدای تنهاترین کسی که در شبهای تنهاییم برای تنها بودنم تنها گریست

(می دونم،که تو همش بهم فکر میکنی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:28  توسط من و تو  | 

نیدونم چی بگم؟

از زندگی که  میگذره

اما خیلی تلخ میگذره

وقتی تو نباشی همه چیز تلخ و تاریکه

نمیدونم اینجا میای یا نه

فک کنم آیدیتو عوض کردی دیگه با این آن نمیشی

من که خیلی دلم گرفته و تنگ شده

واقعا" خدایا گناهم چی بود؟

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 15:31  توسط من و تو  | 

ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

وبلاگ سیاسیم با نام اندیشه سبز( http://www.apadana71.blogfa.com/)به همت مزدوران رژیم حکومت اسلامی مسدود شد.

ولی مسیل اندیشه هیچ گاه با فیلتر و سانسور خشک نمیگردد.

دوباره می یام.

http://www.apadana71.blogspot.com/

من به چشم های بی قرار تو قول میدهم

شاخه های ما به آب

ریشه ها ی ما به آفتاب

ما دوباره سبز میشویم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:44  توسط من و تو  | 

پس فردا میریم اسکول

سال تحصیلی جدید مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 18:4  توسط من و تو  | 

به ستاره ها نگاه کن

به چشمک زدنشون بخند

اما بهشون دل نبند

چون چشمک هاشون از رو عادته

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 17:2  توسط من و تو  | 

خستم

خیلی خسته

کاش میتونستم

چه قدر شکستن بده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 14:50  توسط من و تو  | 

عشق من!چرا؟

عشق من ناز نکن عمر ما پایون میگیره

یه روزی دست زمونه تو رو از من میگیره

وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه

تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من میگیره

عشق من قلب این عاشق با تو آروم می گیره

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

تو رو دیدن تورو خواستن تو رو هرجا می بینم

بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم

عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادته

همه حرف هام به خدا از عشق و از سخاوته

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره

همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره

روزهای رفته برام رنگ سیاهی میگیره

اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم

نمیتونم که تو رو یه لحظه از یاد ببرم

من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره

همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 9:21  توسط من و تو  | 

زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد آمد

چه قدر آدم باید بد بخت باشه که بچینه به انتضار عشقی که حتی یادی هم ازش نمیکنه

عشقی که باید التماسش کنه تا جوابش رو بده

عشقی که به معشوقش اعتماد نداره

عشقی که حاضره دل معشوقش رو بشکنه،خورد کنه،تیکه تیکش کنه اما غرورش ذره ای خدشه دار نشه

......................

..........................

...................................

........................................

عشقی که میدونه واسه اون نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:54  توسط من و تو  | 

امروز یک هفته از اون چهار شنبه ی لعنتی گذشت.

من چطور تا الان دووم آوردم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:15  توسط من و تو  | 

آخرین پست

اینو نوشتم شما دیگه نبازین شاید یه درس عبرتی باشه!

ولی من از عاشق شدن پشیمون نیستم که اگه تو گورم باشم دوسش دارم.

دیروز بعد از ظهر یه کلاس ۲ تا ۵ داشتم و یه ۵/۵ تا ۷ .ساعت نزدیک ۵/۵ پیام داد من اصلا" ین کلاسام به گوشیم نگاه نکردم که ببینم گفته بود اگه میتونم بزنگه بحرفم ساعت ۸ زنگ زدم من خیلی عادی و اون کاملا" عصبی که تا الان کجا بودی؟و هر چی به پیر و پیغمبر قسم و آیه خوردم که بابا کلاس بودم باور نکرد بهم گفت دیگه نمیخواد که نه بهش اس بدم نه زنگ بزنم نه آف بذارم و هیچی...

بهم گفت دیگه همه چی تموم شد بینمون.بهم گفت خیلی دوست داشتم دیگه ندارم.بهم گفت واسه خودش متاسفه!و قطع کرد ولی من بازم زنگ زدم تا بعد به گفته ی خودش پسر خالش برداشت و گفت حالش بهم خورده اورژانس اومده!

دیشب رو تا صبح چشم رو هم نذاشتم و اون گفت هنوز تو کماست!تا امروز صبح کلی پسر خالش گیر داد که شما و اون دوست دختر نداره و از این حرفها که من گفتم ۱۰ ماهه با هم دوستیم و بهم گفت که حسن رو ولش کن کلی داد و بیداد که مقصر همه چی تویی.ولی اینجا بود که سوتی آقا حسن لو رفت.حسن یه ترکه(از پدر)و از مادر تهرانی و همیشه تو اس هاش "ق" رو مینوشت"گ" ولی این بار پسر خاله هم نوشت!!!!!!!!!!

‌اس دادم که اگه الان برنداری خود حسنی و سر کارم گذاشتی که اونم بر نداشت و بعد از ۲ دقیقه زنگ زد دیگه چه فایده؟یکی رو پیدا کرد گوشی رو داد بهش دیگه.

و من گفتم:سوتی دادی آقا حسن!چشم من میرم.دیگه این کارارو نمیخواست که!خسته شدی یا کس دیگه ای پیدا شد گلم؟برو خوش باش خوش بگذره بهت ولی این رسمش نبود این رسم تموم کردن نبود. گلم امیدوارم همیشه موفق باشی خیلی دوست دارم ولی تو همه قول و قرار هات یادت رفت! گلم یادته گفتم پسرا فراموش کارن؟ولی تو میگفتی:نه!من که ازت قول و قرار نخواسته بودم!حالا کی بازیگره؟ ولی عیب نداره همش فدای یه تار موت که سالمی.منم میرم!اومدی شمال یه سر خاکم اگه خواستی بیا!

انسان با غرور(تو) میتازد و با دروغ(هردو مون) میبازد و با عشق(من) می میرد.

خداحافظ بهترین همسر دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:27  توسط من و تو  |